الشيخ المنتظري
232
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
مردم بدانند كه بايد هر كارى را از مسير طبيعى آن شروع كنند و با توكّل به خدا و استمداد از او آن را به پايان برسانند ، حال يا پيروز مىشوند و يا شكست مىخورند ، به هرحال مردم را از آموختن علم نجومى كه انسان را منحرف كند جلوگيرى فرموده و آنگاه فرمود : « الاّ ما يهتدى به فى برٍّ او بحر » مگر آن مقدار از علم ستاره شناسى كه شما را در بيابان و دريا راهنمايى و هدايت كند . البتّه اين هدايت در برّ و بحر از باب مثال است ، و گرنه ما قبله را به وسيله ستاره جدى مىشناسيم و اين امر را خود ائمه ( عليهم السلام ) براى ما گفته اند ، خسوف و كسوف را با حركات منظّم ستارگان به دست مىآورند ، در شب كاروانها به وسيله ستاره راه را مىپيموده اند ، و در دريا كشتى ها قبل از اين كه علم پيشرفت كند و قطب نما و اين وسايل مدرن ساخته شود به وسيله همين ستارگان هدايت مىشده و به مقصد مىرسيده اند ، و اين علم معروف به علم هيئت است نه نجوم . و بالاخره آنچه معلول طبيعى حركات كواكب و آثار طبيعى نقل و انتقالات و اوضاع آنها مىباشد ، شناختن و دانستن آنها مانعى ندارد ; بلكه بسا در نظام زندگى لازم و ضرورى باشد . ولى آنچه نتيجه اعتقاد به تأثير افلاك و كواكب در سرنوشت انسانها و سعادت و شقاوت و همه شئون آنان بوده مربوط به علم نجوم است و تعلّم آنها مورد نهى واقع شده ، و اين علم است كه مستلزم غيب گويى هايى است كه كاهنين داشتند ، و لذا حضرت مىفرمايند : همانندى منجّم و كافر « فَاِنَّها تَدْعُو اِلَى الْكَهَانَةِ ، وَالْمُنَجِّمُ كَالْكَاهِنِ ، وَالْكَاهِنُ كَالسَّاحِرِ ، وَالسَّاحِرُ كَالْكَافِرِ ، وَالْكَافِرُ فِى النَّارِ ، سِيرُوا عَلَى اسْمِ اللهِ » ( زيرا نتيجه آموختن نجوم كهانت و غيب گويى است ، و منجّم مانند كاهن است ، كاهن مانند ساحر است ، ساحر مانند كافر و كافر در آتش جهنّم است ; به نام خدا حركت نماييد . )